یک تریدر در گروه تلگرامی با افتخار میگوید هفت ترید از ده تریدش سودده بوده، ولی حسابش منفی است. دیگری فقط چهار ترید از ده را برده و حسابش مثبت است. این تناقض نیست؛ نتیجه نسبت ریسک به ریوارد (Risk/Reward Ratio) است. یعنی اینکه در هر معامله به ازای هر یک دلاری که ریسک میکنید، چند دلار سود هدف گرفتهاید.
اولی سودهایش را زود میبست و ضررهایش را رها میکرد. دومی ضررهای کوچک میداد و سودهای بزرگتر میگرفت. نسبت ریسک به ریوارد به تنهایی خوب یا بد بودن یک ترید را تعیین نمیکند، ولی بدون آن نمیشود فهمید یک استراتژی در بلندمدت به کجا میرود.
نسبت ریسک به ریوارد چطور حساب میشود؟
ریسک فاصله ورود تا استاپ لاس است و ریوارد فاصله ورود تا تیک پرافیت. نسبت این دو را معمولاً به شکل ۱:۲ یا «2R» مینویسند.
مثال فرضی برای یک لانگ: ورود ۱۰۰,۰۰۰، استاپ ۹۸,۰۰۰ و هدف ۱۰۶,۰۰۰. ریسک ۲,۰۰۰ دلار در هر بیتکوین است و ریوارد ۶,۰۰۰ دلار. نسبت ریسک به ریوارد ۱:۳ است. برای یک شورت همین محاسبه برعکس انجام میشود: استاپ بالای ورود و هدف پایین آن.
وینریت لازم برای هر نسبت ریسک به ریوارد
اگر ریوارد شما R برابر ریسک باشد، حداقل وینریت لازم برای سر به سر شدن (بدون کارمزد) از فرمول ۱ ÷ (۱ + R) به دست میآید.
| نسبت ریسک به ریوارد | وینریت سر به سر | یعنی |
|---|---|---|
| ۱:۱ | ۵۰٪ | باید بیشتر از نصف معاملات را ببرید |
| ۱:۲ | حدود ۳۳٪ | از هر سه معامله یکی کافی است |
| ۱:۳ | ۲۵٪ | از هر چهار معامله یکی |
| ۱:۵ | حدود ۱۷٪ | از هر شش معامله یکی |
| ۲:۱ (ریسک بیشتر از ریوارد) | حدود ۶۷٪ | باید دو سوم معاملات را ببرید |
ردیف آخر همان تریدر اول ماست. وقتی سود را با ۱٪ میبندید و ضرر را تا ۲٪ تحمل میکنید، با ۶۰٪ برد هم ضرر میکنید.
امید ریاضی: عددی که واقعاً مهم است
نسبت ریسک به ریوارد و وینریت باید با هم دیده شوند. ترکیب این دو را امید ریاضی (Expectancy) میگویند. مثال فرضی: در هر معامله ۲۰ دلار ریسک میکنید و هدف ۴۰ دلار است (۱:۲).
- با وینریت ۴۰٪ در ۱۰۰ معامله: ۴۰ برد × ۴۰ دلار = ۱,۶۰۰ و ۶۰ باخت × ۲۰ دلار = ۱,۲۰۰. خالص ۴۰۰ دلار، قبل از کارمزد.
- با وینریت ۳۰٪: ۳۰ × ۴۰ = ۱,۲۰۰ و ۷۰ × ۲۰ = ۱,۴۰۰. خالص منفی ۲۰۰ دلار.
همان نسبت ۱:۲، با ده درصد تفاوت در وینریت، از سود به ضرر رفت. پس وقتی کسی فقط از R/R بالای ستاپش تعریف میکند، بپرسید: «این ستاپ چند بار از ده بار به هدف رسیده؟» اگر جوابی ندارد، R/R بالا فقط یک عدد روی کاغذ است.
کارمزد چطور نسبت واقعی را خراب میکند
در ترید کوتاهمدت با استاپهای نزدیک، کارمزد میتواند R/R را به شکل محسوسی پایین بیاورد. مثال فرضی: استاپ ۰.۵٪ و هدف ۱٪ است، یعنی ۱:۲ اسمی. اگر کارمزد رفت و برگشت ۰.۱٪ ارزش پوزیشن باشد، سود خالص ۰.۹٪ و ضرر خالص ۰.۶٪ میشود. نسبت واقعی ۱:۱.۵ است و وینریت سر به سر از ۳۳٪ به ۴۰٪ میرسد. برای اسکالپرها این تفاوت مرگ و زندگی است. در پوزیشنهایی که روزها باز میمانند، فاندینگ هم به همین شکل وارد محاسبه میشود.
دام R/R بالا
سادهترین راه برای ساختن R/R ۱:۵ این است که استاپ را خیلی نزدیک و هدف را خیلی دور بگذارید. روی کاغذ عالی است، ولی استاپ نزدیک با هر نوسان معمولی فعال میشود و هدف دور به ندرت لمس میشود. نتیجه وینریتی است که حتی از ۱۷٪ هم پایینتر میرود.
روش درستتر این است که هر دو سطح را از ساختار بازار بگیرید: استاپ جایی که اگر قیمت به آن رسید، ایدهتان آشکارا غلط بوده، مثلاً کمی آن طرف یک حمایت یا مقاومت مهم. هدف جایی که بازار دلیل واقعی برای توقف دارد. بعد نسبت را حساب کنید و اگر کمتر از حد قابلقبول شما بود، ترید را نگیرید. ترید نگرفتن هم یک تصمیم است.
خروج پلهای و جابهجایی استاپ
بسیاری از تریدرها نیمی از پوزیشن را در هدف اول میبندند و استاپ بقیه را به نقطه ورود میآورند. این کار وینریت را بالا میبرد ولی میانگین سود را پایین میآورد، پس نسبت واقعی شما دیگر همان عدد اولیه نیست. مثال فرضی: ریسک ۲۰ دلار، نیمی از پوزیشن در ۱R و نیم دیگر در ۳R بسته میشود؛ اگر هر دو هدف لمس شوند، سود کل ۴۰ دلار است، یعنی ۲R و نه ۳R. هیچکدام از این روشها غلط نیست؛ فقط باید در ژورنالتان نتیجه واقعی را ثبت کنید، نه هدف روی کاغذ را.
سه سؤال قبل از هر ترید
- اگر استاپ بخورد، چند دلار و چند درصد حساب را از دست میدهم؟ (این را پوزیشن سایز تعیین میکند.)
- نسبت ریسک به ریوارد بعد از کارمزد چند است؟
- این نوع ستاپ در گذشته من چند درصد مواقع به هدف رسیده است؟ اگر ژورنال معاملات ندارید، از همین امروز شروع کنید.
یک نکته درباره نهنگها: وقتی پوزیشن یک کیف پول بزرگ را میبینید، نمیدانید هدف و استاپ ذهنیاش کجاست. ممکن است با ریسک کم نسبت به کل داراییاش، پوزیشنی را ماهها نگه دارد. پس R/R را همیشه با سطوح خودتان حساب کنید، نه با حدس زدن نقشه دیگران.
مناطق لیکوییدیشن را قبل از تعیین هدف ببینید
هیتمپ لیکوییدیشن نهنگ رادار نشان میدهد کجا اهرم انباشته شده است؛ کمکی برای تعیین استاپ و هدف منطقیتر.
هیتمپ لیکوییدیشنسوالات متداول
نسبت ریسک به ریوارد چیست؟
نسبت فاصله ورود تا استاپ لاس به فاصله ورود تا هدف سود است. مثلاً ۱:۳ یعنی به ازای هر یک دلار ریسک، سه دلار سود هدف گرفتهاید.
بهترین نسبت ریسک به ریوارد چند است؟
عدد ثابتی وجود ندارد. بسیاری از تریدرها حداقل ۱:۲ را ترجیح میدهند، اما نسبت مناسب به وینریت واقعی استراتژی شما بستگی دارد.
با ریسک به ریوارد ۱:۲ چه وینریتی لازم است؟
حدود ۳۳٪ برای سر به سر شدن، قبل از کارمزد. با احتساب کارمزد و اسلیپیج کمی بیشتر لازم است.
آیا R/R بالا همیشه بهتر است؟
نه. R/R خیلی بالا معمولاً با استاپ خیلی نزدیک یا هدف خیلی دور ساخته میشود و وینریت را پایین میآورد. آنچه مهم است امید ریاضی است، یعنی ترکیب R/R و وینریت.
امید ریاضی در ترید یعنی چه؟
میانگین سود یا ضرری است که در هر معامله انتظار دارید. از ترکیب وینریت، میانگین سود و میانگین ضرر به دست میآید و باید بعد از کسر کارمزد مثبت باشد.
این مطلب برای آموزش نوشته شده و توصیه مالی یا سیگنال خرید و فروش نیست. معاملات ارز دیجیتال، بهخصوص با اهرم، ریسک بالایی دارد؛ پیش از هر تصمیم، تحقیق خودتان را انجام دهید.